ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
به قول حسین پناهی :
می
دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی " تـعطیــل است "
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی
ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی :
بگذار منتـظـر بمانند...
عشق خیالی
چشم او بارانی است
غم او پنهانی است
میزند گه گاهی
قدمی در دل شب
و چه می گوید با خود؟
در خیالش نقشه هایی جاریست
زیر لب می خواند
شعر نیمایی را
عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است
گوش کردن نیست ، درک
کردن است
دیدن نیست ، احساس کردن
است
جا زدن و کنار کشیدن
نیست صبر کردن و ادامه دادن است
حتی تنها…
مادرم ...♥♥
من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم
زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی، به خاطر من ...!